وقتي به اين واژه فكر مي كنم...به بن بست ميرسم... من هميشه مي ترسيدم از اينكه كسي رو دوست داشته باشم. شايد اين حس غريب مال من باشه ... كه نتونستم معناي اصلي دوست داشتن واقعي رو پيدا كنم... وقتي فكر ميكنم و ميبينم كه ادما چه زود حرفاشون باد هوا ميشه .. به همه چيز شك ميكنم.حتي به خودم... حتي به كسايي كه ميگن دوستم دارن... به نظر شما دوست داشتن واقعي چه شكليه؟؟؟ يكي بهم گفت:دوست داشتني خيلي حرف جالبي زد...همين دو كلمه كلي حرف برا گفتن داره... تو خلوتم هميشه به اين جمله فكر ميكنم، اما هنوز نتونستم به اون ارامش ذهني كه دلم ميخواد برسم، اخر فكر من،نقطه ابتداي فكر منه...انگاري برام نقطه پاياني نداره...

![]()

![]()

كه بدون نياز باشه
،با راز باشه...![]()

+ نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط افسانه |
| ||||||