قاصدک؟هان چه خبر اوردی؟ از کجا وز که خبر اوردی؟ خوش خبر باشی..اما،اما........ گرد بام و در من............ بی ثمر میگردی........... انتظار خبری نیست مرا.. نه ز یاری،نه ز دیار ودیاری -باری، برو انجا که بود..چشمی و گوشی با کس برو انجا که تورا منتظرند............. قاصدک!در دل من همه کورندو کرند........... دست بردار از این در وطن خویش......... غریب........... قاصدک،تجربه های همه تلخ........... با دلم میگوید.................؟ که دروغی تو دروغ؟؟؟؟؟؟ که فریبی تو فریب؟؟؟؟؟؟؟؟ قاصدک!هان،ولی........اخر.......ای وای! راستی ایا رفتی با باد؟ با توام ای!کجا رفتی؟ای...........! راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟ مانده خاکستر گرمی، جایی در اجاقی ـ طمع شعله نمی بندم ـ خردک شرری هست .... هنوز.............. قاصدک!!!!!!!!!!!! ابر های همه عالم شب و روز.......... در دلم می گریند.... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط افسانه |
| ||||||