فصل بارونی بیشه،رنگ چشماته همیشه
حس تازه بودن من بی نگاه تو نمیشه...
اگه دیروز اگه فردا اگه با هم اگه تنها...
باتوام....خود خود تو..اگه حتی توی رویا...
نه می افتم به پای تو....نه میمیری برای من....
همیشه رد پات پیداس...کنار رد پای من...
کاش دوباره بودن من....رنگ بودن تو باشه...
که در بسته قلبم،باز با دستای تو واشه....
تو مثل شبای مهتابی وبارونی....
وقتی که نباشی....دلگیرم.... میدونی.
حرفای دلم رو با اشک تو می گفتم....
بارون که میباره باز یاد تو می افتم.....
از غم منو غم تو از تب منو تب تو همه بی خبرن
از دل منو دل تو همه بی خبرن..........
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط افسانه |
| ||||||